آرامش

اولین بار اولین یار

شنبه ۲۹ اردیبهشت ۰۳

اتوبوس شب جاده

چقدر بی تو به من میاید...تنهایی!
وقتی قلبم مرا روایت کرد ،عاشق شدم
میترسم میترسم به یکباره سکوت کنم وزمین دیگر نچرخد
ستاره بیکس شود درآسمان،وماهی قصه ی حوض باغ دریا را نبیند،
اگر دردهایت سواد خواندن داشتند 
اگر زندگی لب سرخی داشت
اگر تو همان قایق بی دریا بودی و نمیرفتی خوشبختی معنای دیگری پیدا میکرد
دلم برای خودم تنگ شده،برای تو بودن ،کفشهایم رامثل پرنده ها در قفس کرده اند
تا دیگر هوای رفتن نکند
ای آشنای غریب چقدردور است این آسمانی که مال من نیست چقدر با دست نیافتنی های های این زندگی روزگار احساسم را تلخ کرده اند 
دلم تنگ شده است
دلم برای با تو بودن تنگ شده است!
۲۷/۲۰۳

بغض

زیبا؟!
تا ابد بغض وسط خنده ها می!
۲۳/۲۰۳

زن نامه

سلام زیبا!
فکر کنم‌خواب باشی یعنی امیدوارم باهمه ی دلتنگی که برات دارم وقتی فکر میکنم داری استراحت میکنی دلم حال میاد ،هیچ چیزی به اندازه ی آرامشت حالم رو خوب نمبکنه،منهم خوبم روزها با مسائل زندگیم میجنگم خب سختتر شده قبلش تو بودی آرومم میکردی ولی الان نیستی تنهایی ازپسشون برنمیام روح وروانم رو بهم میریزن ولی همش به خودم میگم تو میتونی قوی باش تو همون زنی هستی که تا چندماه پیش بودی اما خب راستش رو بخوای من زن چندماه پیش نیستم بگذریم...
زیباکاش فقط ازمن ناراحت نباشی واسم مهمه،بسه بیست سال دلخوری،زیبا چجوریه که اونموقع حتی اززمانی که توی اسنپ ومترو بودی هم استفاده میکردی وپیام میدادی اما الان ...

نمیدونم شاید اونموقع بیکارتر بودی ولی رفتار این روزات شده یه علامت سوال بزرگ برام
۱۳/۲/۰۳
ساعت۱۴دقیقه بامداد پنجشنبه

دلنامه

زیبا
خووبی پسرم؟!
دو روزه دیگه باهات حرف نزدم جز یکی دوتا سلام وجواب سلام ،دلیلش رو گفتی ،ولی باهمه ی ایمانی که بهت دارم باورم نشد دلیلت،بهم گفتی اذیتت نکنم ،آخه من چجوری دلم میاد تورو اذیت کنم ،ولی قبول کن وبهم حق بده که نتونم مثل قبل باشم وقتی تو زمین تا آسمون فرق کرده رفتارت ،بهم برمیخوره که تو خودت نیستی ولی انتظار داری من خودم باشم. بازدید اینجا تغییر کرده نمیدونم خودت اومدی یا یکی دیگه.اما فکر نکنم تو باشی تو وقت نمیکنی بهم یه پیام درست بدی وقت داری بیای اینجا!
اینروزها اصلا حال روحی خوبی ندارم تو زندگیم .تمام استرسهام وتپش قلبم برگشته دارم تمام تلاشم رو میکنم با نبودنت کنار بیام وبزارم به حال خودت باشی وکارهاتو درست انجام بدی ،اما جواب یه سوالی رو باید بهم بدی ولی الان نه یه مدت دیگه،
امیدوارم تمام زحمتهایی که کشیدی یه نتیجه ی طلایی واسه ت داشته باشه این روزها هرلحظه دعام برات همینه ????????
شبت بخیر پسرم
۱۲/۲/۰۳
۱:۲۴بامداد

نور

زیبا
تو نوری گرم ،روشن ولذت بخش
درسته که نور گاهی اذیت میکنه وممکنه دائمی نباشه امابازهم اسمش روشه
نوووور !!!یعنی روشنایی شاید دیگه نباشی اما گرمای اون مدتی که بودی همیشه باهامه❤️‍????
۸/۲/۰۳
اهواز 
طبقه ۱۱

شب نوشته

زیبا
امروز بعد ازتقریبا سه هفته صداتو شنیدم مریض بودی حسابی اما زنگ زدی نیم ساعت باهات حرف زدم دلم حال اومد آخه خیلی دلتنگت بودم  اما عصبی بودم  که اینقدر مریضی وکاری نمیتونم بکنم
نمیدونم چرا خوابم نمیبره
۷/۲/۰۳

برای زیبا

سلام زیبا
امشب تو مریضی تب ولرز داری 
منتظر بودم که بیای بگی مریض شدی وقتی تو خونه بقبه مریض شدن منم امروز ازظهر دوستم اومده بود باهم بیرون رفتیم وکلی گردش کردیم ازتو گفتیم احساس خوبی داشتم که دذموردت بایکی حرف زدم .بعدازاینکه اون رفت پیامت رو دیدم که مریض شدی .زیبا فکر کنم دیگه خیلی چیز ها بین ما تغییر کرده ومن باهمه ی زجری که اینمدت کشیدم بلاخره باخودم کنار اومدم  سعی کردم خودم رو آرووم کنم میدونم سخته میدونم شاید زمان ببره اما باید بتونم .تو اینجوری راحتتری وقتی تو راحت باشی منهم آرامشم بیشتره نمیدونم کی وچه روزی گذرت به اینجا میفته شایدهم اصلا نیای .اما من تاروزی که زنده باشم ابنجا برات مینویسم مگه اینکه چیزی بگی که برام سنگین باشه با کلا پاکش کنی که با شناختی که من ازت دارم کلا بعیده.زیبا من با تو روزهای خوبی داشتم احساسی رو‌که تجربه کردم برام ارزشمند بوده وهرچقدر عذاب کشیدم ارزشش رو داشت 
حالا به هردلیلی که تو فاصله گرفتی مهم نیس واسه م توهم حق داری که بخوای مقدار بودنت انداره داشته باشه ،نمیشه که مجبورت کنم که تمام مدت بهم پیام بدی ،درواقع من اصلا همچین آدمی نیستم دلم نمیخواد مزاحمت ایجاد کنم برای کسی ،شبها دلم میخواد باهات حرف بزنم ولی خب خیلی خسته ای یا کار داری برای همین میام اینجا مینویسم 
.میدونم خسته شدی خودت گفتی تسلیم شدم واین حقته که هرجوری دوست داری رفتار کنی،زیبا اما تو همیشه برام زیبای میمونی 
نمیخوام گریه کنم پس نا قبل از اینکه اشکهام سرازیر بشن خداحافظ۶/۲/۰۳
ساعت۲:۶

غم نامه

زیبا امروز تا الان جزچندتا جمله ی کوتاه نتونستم باهات حرف بزنم دلم برات خیلی تنگ شده ولی حتما گرفتاری آخه تولد هم داشتید خودم هم زیاد مایل نبودم باهات حرف بزنم نمیخواستم وقتی رو که باید باخانواده ت باشی رو بزاری واسه من.
نمیدونم آخرین بار کی صداتو شنیدم ،خیلی دلتنگ صداتم قبلا هفته ای سه چهاربار زنگ میزدی ولی وقتی برگشتی کلا ارتباطمون همه جوره خیلی کم شده راستش رو بخوای روزای اول اینقدر گریه میکردم که فکر میکردم قلبم ایست میکنه ولی الان نه دیگه،نه اینکه دلتنگت نیستم نه اتفاقا هرلحظه دلتنگتر میشم اما میخوام همیجوری پیش بره تا تموم بشه همه چیز ،میدونم کم میاری آخرش ،میدونم خسته میشی از نافرجام بودنه این عشق ،نمیخوام اذیتت کنم ،یبار من تصمیم گرفتم برای رابطمون حالا اینبار حق توئه هرچقدر هم که من عذاب بکشم تازه میشم مثل تو .
هرچند که خدا میدونه من تمام این سالها برای تو وعشقت سوختم
زیبا میدونی که خیلی دوستت دارم؟!
۳/۲۰۳
۲:۱۱

اعتراف نامه

زیبا!!
میشنوی صدامو؟!میشنوی که چقدر دارم صدات میکنم ؟!روزی هزارمرتبه به خودم میگم بشین سرجات وخفهدخونه بگیر بیست سال تحمل کردی بقیه ش رو هم تحمل کن اما به همون خدایی که دوتامون ازش دلخوریم نمیشه ،نمیتونم آخه چجوری خودم رو راضی کنم برای چندتا چیز سرش رو شیره بمالم چشمهام چشماتو میخواد ببینه ،ببینه چجوری دودو مبزنن وازنگاه کردنم فرار میکنن ،فرار میکنن که جلوی وسوسه بوسیدنم رو بگیرن،دستهام دستهاتو میخواد که بگیریشون تو دستت ومرتب باهاشون ور بری موهام معتاد بوکردن وبوسیدنت شده و....تو بگو من چه جوابی به خودم بدم دلم میخواد به زندگیم فکر کنم وثمره ش اما پس دلم چی میشه چقدر باید بسوزه چقدر باید ازشدت سوزش اشک به چشمم بیاد،چقدر باید مچاله بشم توی خودم وکسی نفهمه چه دردی دارم ،این انصاف نیس بخدا که نیس توهم بدتر ازمنی خودت رو با کار سرگرم کردی ولی منکه میدونم توی قلبت چخبره 
خسته م خیلی هم خسته م گاهی میزنه بسرم وتصمیمهای خطرناک میگیرم ولی فقط ازیه چیز میترسم اینکه بازم تهش بهت نرسم 
میدونم آشفته مینویسم ولی ذهن من الان دقیقا همین شکلیه
۱/۲/۰۳
۱:۴۵دقیقه

شب تامه۲

زیبا یدفعه ای آفلاین شدی امیدوارم خوابیده باشی
امروز هم چندباری باهم چت کردیم یبار مثل قبلا رفتار میکنی یبارهم کلا انگار خودت نیستی اما تو راست میگی شبها درد همه چیز چندبرابره شبها همش حس میکنم عصبانی هستی والانه که دعوامون بشه حتی بیشتر مواقع حس میکنم حوصله ی چت کردن هم نداری????
دیگه ازبس ازخودم وخودت این سوال رو پرسیدم خسته شدم خسته شدی
قبلها برام مهم نبود که تو چقدر بهم فکر میکنی چقدر دوستم داری همینکه خودم دوستت داشتم کافی بود ولی الان وقتی حتی یکثانیه فکر میکنم دوستم نداشته باشی هقلبم می ایسته❤️‍????❤️‍????
زیبا همیشه اینو یادت باشه که من...
۳۰/۰۱/۰۳
ساعت۱۵؛۲